تبليغاتX
Kampagne „Eine Million Unterschriften“

Kampagne „Eine Million Unterschriften“

 

گزارش تصویری برگزاری میز کتاب و جمع آوری امضا در شهر هامبورگ در سالروز

همبستگی مردان و زنان ایران در اعتراض به قوانین زن ستیز

 

 

+ نوشته شده در  Fri 19 Jun 2009ساعت 23:6  توسط فاطمه بهادری  | 

+ نوشته شده در  Wed 27 May 2009ساعت 21:17  توسط فاطمه بهادری  | 

 شکواییه جلوه جواهری به رئیس قوه قضائیه :

 به ادامه بازداشت غیر قانونی من پایان دهید

تغییر برای برابری - در پی بازداشت و ادامه بازداشت غیرقانونی جلوه جواهری در ساعات بامدادی 12 اردیبهشت، وی با ارسال شکوایه ای به رئیس قوه قضائیه خواهان پایان دادن به بازداشت غیرقانونی و روشن شدن وضعیتش شده است. در اقدامی مشابه کاوه مظفری نیزبا ارائه اعتراض نامه ای به مددکاری زندان خواهان رسیدگی به وضعیت خودش و همسرش شده است.

نامه جلوه جواهری دیروزنوشته شده بود اما چون قرار بود بازدید از بند عمومی زنان صورت بگیرد، عالیه اقدام دوست - که به دلیل شرکت در تجمع زنان در 22 خرداد 1385 محکوم به حبس شده بود - و جلوه جواهری را به بند 209 زندان اوین منتقل کردند! و امروز هم به او گفته شده است که به دلیل آن که مددکار مسئول زندانیان امنیتی با دیگر زندانی ها متفاوت است و مددکار مسئول در زندان نیست او می تواند نامه اش را در روز ملاقات به خانواده اش بدهد تا خودشان پی گیری کنند. مادر جلوه می گوید روز ملاقات سه شنبه هاست ولی به ما گفتند این سه شنبه ملاقات نیست.بنابراین نامه اش را تلفنی برایم خواند و من خودم به دفترآقای شاهرودی ارائه می دهم .

جلوه در نامه خود خطاب به آیت الله شاهرودی، رئیس قوه قضائیه،نوشته است :

اینجانب جلوه جواهری فرزند منوچهر بامداد 12 اردیبهشت 1388 بدون حکم بازداشت و به گونه ای نامتعارف دستگیر شده و تا کنون در بازداشت هستم، این در حالی است که هنوز تفهیم اتهام نشده ام. نیمه شب 11 اردیبهشت زمانی که به خانه مراجعه کردم متوجه حضور ماموران امنیتی شدم که به همراه همسرم کاوه مظفری، که بعد از ظهرهمان روز در پارک لاله دستگیر شده بود، وارد خانه شده بودند.

همسرم اعتراض کرد که ماموران حاضر در خانه بدون حکم بازرسی به تفتیش خانه پرداخته اند و متذکر شد که این کار بر خلاف قانون است. من نیز زمانی که علت حضور ماموران را پرسیدم به من گفتند که این مساله به من مربوط نیست. ماموران حین بازرسی خانه وسایل شخصی من را، به همراه وسایل همسرم بردند. زمانی که اعتراض کردم که اگر همسرم را دستگیر کرده اند و در این محدوده حق حود می دانند که وسایل شخصی او را بدون هیچ حکمی ببرند بر چه اساسی وسایل من را ضبط می کنند؟ پاسخ دادند که حق اعتراض ندارم و آنها هستند که تعیین می کنند در چه محدوده ای می توانند عمل کنند.

پس از تفتیش خانه، ماموران از من خواستند برای پاره ای توضیحات و پاسخ به پرسشها به همراه آنها بروم. متذکر شدم طبق قانون برای پاسخگویی به آنها باید احضاریه کتبی از سوی دادگاه برای من ارسال شود، آنها در عوض، در واکنش به اعتراض من مبنی بر الزام به رعایت قوانین کشور با خشونت و برخورد تند من را ازخانه بیرون کشیدند و به بازداشتگاه وزرا بردند.

حدود ساعت 3 بامداد 12 اردیبهشت بازداشتگاه وزرا من را تحویل گرفت درحالیکه هیچ گونه حکمی مبنی بر بازداشت من وجود نداشت، عصر همان روز به همراه 16 بازداشت شده زن دیگر به زندان اوین فرستاده شدم. 16 روز در انفرادی اندرزگاه بند 305 اوین به همراه 16 نفر دیگردر بازداشت بودم و پس از آن در تاریخ 27 اردیبهشت به بند 2 عمومی نسوان منتقل شدم.

در تمام این مدت تفهیم اتهام نشدم. در طول مدت بازجویی به نحوه بازداشت غیر قانونی خود اعتراض داشتم و بارها متذکر شدم که بدون تفهیم اتهام بازجویی و ادامه بازداشت من غیر قانونی است. بازجویان اطلاعاتی نیز نسبت به دلیل بازداشت من اظهار بی اطلاعی کردند و وعده دادند که پیگیری خواهند کرد، اما هیچگونه رسیدگی در طول این مدت صورت نگرفته و همچنان وضعیت من نامشخص است.

آخرین بازجویی من در تاریخ 24 اردیبهشت انجام گرفت و در آن تاریخ به من اعلام شد که بازجویی من به اتمام رسیده است و پرونده را به دادسرا می فرستند اما همچنان وضعیت من نامشخص است.

طبق حقوق شهروندی و حقوق متهمین، اتهام باید سریعتر به متهم تفهیم شود. پس از تفهیم اتهام از متهم تامین گرفته می شود این تامین بر مبنای نوع جرم، دلایل اثبات آن، آثار به جا مانده از جرم، شخصیت متهم و ... دارای شدت و ضعف است که شدیدترین آن بازداشت موقت و خفیفترین آن التزام به حضور نزد مقام قضایی با قول شرف است. حال چگونه است بدون تهفیم اتهام به من، شدیدترین تامین که قرار بازداشت است از من گرفته شده است؟

اکنون خواستار آن هستم که به بازداشت غیر قانونی من خاتمه داده شده و وضعیت من را روشن کنید.

جلوه جواهری - 3 خرداد 1388

+ نوشته شده در  Mon 25 May 2009ساعت 21:3  توسط فاطمه بهادری  | 

فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران

ضرب وشتم و بازداشت یکی از اعضای خانواده های دستگیر شدگان روز جهانی کارگر

بنابه گزارشات رسیده از مقابل دادگاه انقلاب، صبح امروز خانواده های دستگیر شدگان روز جهانی کارگر برای سومین هفتۀ متوالی در مقابل دادگاه انقلاب دست به تجمع اعتراضی زدند که با یورش مامورین مواجه شدند و یکی از اعضای خانواده ها ضمن ضرب وشتم ساعاتی را در بازداشت بسر برد.
صبح روز شنبه 26 اردیبهشت ماه ده ها تن از اعضای خانواده های دستگیر شده روز جهانی کارگر در مقابل دادگاه انقلاب تجمع کردند و علیه ادامه بازداشت عزیزانشان دست به اعتراض زدند. ابتدا مامورین موجود در صحنه در صدد متفرق کردن خانواده ها بر آمدند. خانواده ها که خواستار آزادی عزیزان خود بودند از رفتن خوداری کردند. یکی از مامورین به سمت آقای هامون اشرفی برادر زندانی سیاسی محمد اشرفی یورش بردند و پس از ضرب وشتم، او را دستگیر کردند، که با اعتراض شدید خانواده ها مواجه شدند و ناچار به آزادی او شدند. پس از آن گارد ویژه وارد منطقه شد و اقدام به دستگیری مجدد آقای هامون اشرفی نمودند و او را به یکی از کلانتریها منتقل کردند .خانواده های دستگیر شدگان که در مقابل دادگاه انقلاب تجمع کرده بودند به مامورین اعلام کردند تا زمانی که آقای اشرفی آزاد نشوند آنها آنجا را ترک نخواهند کرد. پس از ایستادگی خانواده های دستگیر شدگان ساعاتی بعد آقای هامون اشرفی آزاد شدند.
پس از ضرب وشتم و دستگیری، اعتراضات خانواده ها ادامه یافت.پس از ادامه یافتن اعتراضات خانواده ها و متشنج شدن شرایط یکی از افراد دادگاه انقلاب به خانواده وعده داد که تعدادی از دستگیر شدگان فردا آزاد خواهند شد.خانواده ها تا پایان وقت اداری به تجمع اعتراضی خود در مقابل دادگاه انقلاب ادامه دادند.
از طرفی دیگر دستگیر شدگان مرد، روز جهانی کارگر از زمان دستگیری تا به حال از شرایط و وضعیت آنها خبری در دست نیست و هیچکدام از آنها با خانواده خود تماسی نداشته اند. گفته می شود که همگی آنها در بند 240 زندان اوین بسر می برند.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، یورش به خانواده های دستگیر شدگان و مورد ضرب وشتم قرار دادن آنها و بازداشت موقت بعضی از اعضای خانواده های دستگیر شده را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سازمان جهانی کار خواستار مداخله برای آزادی فوری وبی قید وشرط آنها است.

26 اردیبهشت 1388 برابر با 16 می 2009
گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:
کمیساریای عالی حقوق بشر
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل
سازمان دیدبان حقوق بشر

+ نوشته شده در  Sun 17 May 2009ساعت 12:13  توسط فاطمه بهادری  | 

فعالان حقوق زن در دادگاه؛ یا بازجویی؟

ایران ب ب ب

به‌تازگی پرونده‌های فعالان حقوق زن در ایران از شعبه‌‌ای در دادگاه انقلاب به شعبه‌ای دیگر از این دادگاه سپرده شده است. روز شنبه (۵ اردیبهشت) قاضی این شعبه برای پرستو الهیاری، فعال حقوق زنان، حکم یکسال حبس تعزیزی صادر کرد.

در دو روز اخیر فعالان حقوق زن در ایران در حال بحث و فحص بوده‌اند تا ببینند در پیوند با انتخابات ریاست جمهوری ایران چه موضع و حرکتی می‌توانند داشته باشند. روز شنبه (۵ اردیبهشت / ۲۵ آوریل) کنفرانسی مطبوعاتی در تهران برای اعلام موجودیت “همگرایی جنبش زنان برای طرح مطالبات در انتخابات“ برگزار شد. در اصفهان هم اعضای “کمپین یک میلیون امضا“ در دو روز اخیر به بحث در باره‌ی فرصتی نشستند که انتخابات برای طرح مطالبات جنبش حقوق زنان می‌دهد.

به موازات این فعالیتهای چشمگیر که به منزله‌ی پیشرفتی تازه در جنبش زنان ایران ارزیابی می‌شود، فشار بر فعالان این جنبش ادامه دارد. روز شنبه (۵ اردیبهشت / ۲۵ آوریل) همزمان با کنفرانس مطبوعاتی تهران قاضی مغیثه، قاضی دادگاه رسیدگی به پرونده‌ی پرستو الهیاری، وی را محکوم به یک سال حبس تعزیری کرد. الهیاری از فعالان کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض‌آمیز علیه زنان است. جلسه‌ی دادگاه او در روز ۲۴ فروردین برگزار شد. اتهامی که به الهیاری زده شده، اقدام علیه امنیت ملی از طریق فعالیت تبلیغی علیه نظام است. پرستو الهیاری در مصاحبه با دویچه وله گفت که برای این اتهام مدرکی ارائه نداده‌اند و تنها در خود حکم به گزارش مامورین استناد شده و دفاعیات متهم و صحبت‌هایی که حین بازجویی از خود او پرسیده‌اند، مبنی بر برگزاری جلسات کمپین در خانه‌اش و جمع‌آوری امضا در اعتراض به قوانین تبعیض‌آمیز علیه زنان.

دادگاه یا اتاق بازجویی؟


دادگاه پرستو الهیاری در ادامه‌ی تفتیش منزل او در روز ۲۷ مهر ماه ۱۳۸۷و چند بار احضار تلفنی و کتبی وی برگزار شد. نه پرستو الهیاری و نه زهره ارزنی، وکیل وی، اجازه‌ی دفاع شفاهی نیافته‌اند. پرستو الهیاری در این مورد گفت: «دادگاه شعبه‌ی ۲۸ انقلاب اسلامی با حضور نماینده‌ی دادستان و وکیل من بود. ولی خب ،متاسفانه تقریبا اجازه‌ی هیچ دفاع شفاهی به ما ندادند، یا خیلی سخت بود. تنها وکیل من توانستند لایحه‌ی کتبی را به ایشان بدهند. برای اینکه جلسه بیشتر شبیه به بازجویی بود تا دادگاه.»

به گفته‌ی الهیاری بیشتر وقت دادگاه صرف آن شد که قاضی نظریات خود را در باره‌ی کمپین و فعالیتهای الهیاری بیان کند. قاضی شعبه‌ی ۲۸ دادگاه انقلاب، روحانی معممی است بنام مغیثه. قضاوت در مورد پرونده‌ی برخی از فعالان حقوق زن و دیگر فعالان حقوق مدنی به او سپرده شده است. نام کوچک وی در اخبار ذکر نشده و وکیلان و متهمان نیز نام کامل او را نمی‌شناسند.

پرستو الهیاری تصمیم دارد که به حکم قاضی اعتراض کند. وی در مورد حکمی که برایش صادر شده گفت: «سقف مجازات این ماده‌ی ۵۰۰ قانون مجازات اسلامی که من با استناد به آن این گونه متهم شده‌ام، یک سال حبس تعزیری است و قاضی دادگاه هم برای من سقف مجازات را در نظر گرفته است. موقع گرفتن حکم نوشتم که اعتراض دارم، حالا از تاریخ دیروز تا بیست روز بعد مهلت داریم که لایحه‌ی اعتراضی‌مان را به دادگاه تجدید نظر بدهیم.»

بی‌توجهی به قانون در روند محاکمه‌ها
قاضی مغیثه همچنین قاضی دادگاه رسیدگی به پرونده‌ی ناهید کشاورز، یکی دیگر از فعالان حقوق زن در ایران، بود که در تاریخ ۲۶ فروردین برگزار شد. به کشاورز نیز اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق تبلیغ علیه نظام زده شده است. به گفته‌ی نسرین ستوده، وکیل ناهید کشاورز، در جلسه‌ی دادگاه دو اتهام به موکل وی تفهیم شد. یکی تبلیغ علیه نظام از طریق جمع‌آوری امضا، دوم تبانی و اجتماع در مقابل دادگاه انقلاب در تاریخ سیزدهم سال ۱۳۸۵ که در آن تاریخ ناهید کشاورز و تعداد دیگری از زنان به حمایت از پروین اردلان، نوشین احمدی، شهلا انتصاری، فریبا داودی مهاجر و سوسن طهماسبی که جلسه دادگاهشان بود به دادگاه آمده بودند تا در این جلسه شرکت کنند. از ورود آنها ممانعت به عمل آمده بود و آنها ناگزیر در پیاده‌روی خیابان نشسته بودند که مورد هجوم پلیس قرار گرفتند.

نسرین ستوده در مورد ناهید کشاورز و دیگر موکلانش به دویچه وله گفت: « در این ماجرا زنان مرتکب هیچ نوع جرمی نشده بودند و ضمنا بر این موارد تا کنون دو حکم برائت برای خانمها صادر شده که من امیدوارم دادگاه به همه این جوانب توجه کند و حکم برائت خانم ناهید کشاورز را صادر بکند.» ستوده همچنین اشاره کرد به اینکه قاضی دادگاه، مغیثه، مانع حضور همسر ناهید کشاورز در جلسه دادگاه شده است. ستوده افزود، چون به طور رسمی اعلام نشده بود که دادگاه غیرعلنی است، دستور قاضی در این مورد غیرقانونی بوده است.

نسرین ستوده همچنین سپردن پرونده‌های فعالان زن را از شعبه‌ی ۱۳ دادگاه انقلاب به شعبه‌ی ۲۸ غیرقانونی خواند. به گفته‌ی خانم ستوده، این پرونده باید قانونا در همان شعبه می‌ماند تا رئیس جدید شعبه تعیین شود و طبق روال قانونی به این پرونده‌ها رسیدگی کند. اما این اتفاق نیفتاده و در اقدامی عجولانه این پرونده‌ها از شعبه‌ی ۱۳ خارج شده و به شعبه‌ی ۲۸ سپرده شده است و این به لحاظ قانونی اشکال دارد.

محمدعلی دادخواه در تایید این موضوع گفت: «اصولا در یک رسیدگی عادلانه و منصفانه قرارهای آئین دادرسی و اصول متصور بر آن است که در هنگام رسیدگی دو قاعده بر دادرس بار می‌شود. یکی قاعده‌ی اشتغال است که به مجرد اینکه دادگاه و دادرسی مشغول به رسیدگی به پرونده‌ای شد، نمی‌توانند آن پرونده را از آن قاضی و دادرس بگیرند. یکی هم قاعده‌ی فراق است. یعنی بعد از اینکه دادرس در خصوص پرونده اعلام نظر و رای کرد، نمی‌تواند مجددا در آن اظهار نظر بکند. مگر در موارد استثنایی و موارد عدولی.»

انتقال مریم مالک به بازداشتگاه وزرا

به گزارش سایت مدرسه فمینیستی، مریم مالک، یکی دیگر از فعالان کمپین یک میلیون امضا، نیز در روز شنبه (۵ اردیبهشت) در پی دریافت احضاریه کتبی به شعبه ۱۴ پلیس امنیت مراجعه کرده و پس از چند ساعت بازجویی به دادگاه انقلاب و سپس به بازداشتگاه وزرا منتقل شده است. این خبر را چند تن از فعالان حقوق زن در پاسخ به پرسش دویچه وله در این زمینه تایید کردند. روز چهارشنبه‌ی گذشته (۲ اردیبهشت) نیز ماموران امنیتی دست به تفتیش منزل پدری مریم مالک و ضبط کامپیوتر و برخی لوازم شخصی این فعال حقوق زنان زده بودند.


نویسنده: کیواندخت قهاری

تحریریه: فرید وحیدی

رادیو آلمان

http://iranbbb.org/41396/women/1.htm

 
+ نوشته شده در  Mon 27 Apr 2009ساعت 11:47  توسط فاطمه بهادری  | 

احضار عضو کمپین به پلیس امنیت و تفتیش منزل او

سایت تغییر برای برابری: مریم مالک از اعضای کمپین یک میلیون امضا به شعبه 14پلیس امنیت ناتب، مرکز پشتیبانی عملیات واقع در خیابان شریعتی احضار شد. احضار او با ورود ماموران پلیس امنیت به منزل و تفتیش منزل پدری او همراه بود. مریم مالک باید 8 و 30 دقیقه صبح شنبه پنجم اردیبهشت 1388در دفتر پلیس امنیت حاضر شود.

ماموران پلیس امنیت روز چهارشنبه دوم اردیبهشت با حکم تفتیش به منزل پدری مریم مالک رفته و در همان حال احضاریه را نیز به او دادند و تهدید کردند که اگر نرود برایش حکم جلب صادر می کنند. مریم مالک که همان روز پس از چند روز بستری در بیمارستان تازه مرخص شده بود در این باره می گوید:« مادرم ازخواب بیدارم کرد و گفت چند نفر از نیروی انتظامی آمده اند و می گویند حکم بازرسی منزل را دارند. با کمک مادرم بلند شدم و چادرم را سرکردم تا آقایان را ببینم. دو مامور که نام آنها را هنگام صدا کردن یکدیگر متوجه شدم آقایان نجفی و جمالی به همراه یک پلیس زن وارد خانه شدند و حکم تفتیش منزل را نشانم دادند. متاسفانه به جز گشتن اتاق و کمد و وسایل شخصی من، وسایل دیگر اعضای خانواده را هم گشتند. هر چقدر به آنها گفتم اینها وسایل من نیست و مال برادرانم یا پدرم هست گوش ندادند. حتی کیف های برادرم، جزوات درسی او، داخل یخچال خانه و اجاق گاز را نیز گشتند.» به گفته مریم، ماموران پس از تفتیش منزل 16 سی دی شخصی، چند جلد کتاب حقوقی و قوانین، جزوات و نوشته ها، لب تاپ و شارژر، دفترچه های کمپین و برگه های امضاء، سررسیدهای شخصی و یک دستگاه ریسیور را با خود بردند.

مریم مالک می گوید :« درحالی که دو نفر از آنها مشغول بازری بودند نفر سوم که او را نجفی صدا می کردند به جای انجام ماموریت با بیان مطالبی که بعضا توهین و افترا تلقی می شد موجب رعب و نگرانی در مادرم می شد. آقای نجفی به مادرم گفت: «حاج خانم اگر شما بدانید دخترت چکارها می کند سرش را می برِّی. مادرم گفت "دخترم هر جا می رود و هر کاری می کند من خبر دارم. دخترم هیچ کار غیرقانونی انجام نداده است". اما آقای نجفی به بدگویی اش ادامه می داد. در صورتی که مامور وقتی برای بازرسی به منزل کسی می آید حکم بازرسی دارد و نه تهدید و تشویش اذهان اهالی منزل. »

مریم مالک 26 ساله، دانشجو و از فعالان کمپین یک میلیون امضاست و تاکنون گزارش های حقوقی او از دادگاه ها خواننده های زیادی داشته است. دلیل احضار مریم مالک مشخص نیست اما او پیش از دریافت احضاریه بارها و به ویژه پس از روز جهانی زن در اسفند 1387 توسط ماموران پلیس امنیت به صورت تلفنی احضار و مورد تهدید قرار گرفته بود و در آخرین بار از آنها خواسته بود برایش احضاریه بفرستند که ماموران با احضاریه وارد خانه نیز شده بودند.

ماموران دراقدامی غیرقانونی گوشی او را نیز گرفته بودند. اسفندماه سال گذشته همزمان با روزجهانی زن قرار بود نشستی با حضور حقوقدانان درباره مسائل حقوقی زنان برگزارشود که قبل از شروع مراسم برنامه لغو شد. مریم و چند تن از حاضران پس از اطلاع از لغو برنامه درحال رفتن به برنامه دیگری که توسط کمیسیون زنان حزب مشارکت در همان نزدیکی ها برگزار می شد می رفتند که توسط ماموری با لباس شخصی متوقف شدند.(همان فردی که برای تفتیش منزل نیز آمده بود به نام نجفی) مریم می گوید:« من پرسیدم که کیست و به چه دلیل از ما می خواهد بایستیم وکارت شناسایی اش را خواستم. او به سرعت کارتی از جیبش درآورد و دوباره در جیبش گذاشت که من فقط توانستم آرم نیروی انتظامی را ببینم. او تند تند از ما می پرسید که کی هستیم و آنجا چه می کردیم و می خواست کیف ما را بگردد. و ما هم توضیح دادیم»

مامور مذکور کیف و محتویات جیب های امیر کلهر پسر دانشجویی که همراه مریم و دوستش درحال رفتن به برنامه مذکور بود را می گردد و به اعتراض آنها توجه نمی کند. مریم می گوید:« من جلوی خود او با موبایلم به یکی از دوستانم که هنوز جلوی در ساختمان ورشو بود زنگ زدم که اطلاع دهم ما را نگه داشته اند اما مامور مذکور عصبانی شد و فریاد زد: چکار می کنی؟ و به سمت من هجوم آورد و دستم را محکم فشار داد و گوشی را از دستم بیرون کشید به طوری که انگشت های دستم تا دو روز درد می کردند. او گوشی امیر کلهر را گرفت.

گفتم شما حق ندارید با ما این طور رفتار کنید مگر ما چه کرده ایم، هم به خاطر اینکه دست مرا فشار دادید و شرعا درست نیست و هم بخاطر گرفتن گوشی و رفتار خشنی که با من داشتید از شما شکایت می کنم. او گفت هر کاری دوست داری بکن و نشانی پایگاه سوم امنیت را به ما داد که صبح فردا برای گرفتن گوشی هایمان به آنجا برویم و سریع دوید و رفت. من بلافاصله به سمت یکی از ماموران درجه دار پلیس رفتم تا از او کمک بخواهم ولی او اصلا توجهی نشان نداد. اصلا باورم نمی شد که پلیس این طور مزاحم ما شود و خودش را هم محق بداند.

از مریم می پرسیم سرانجام گوشی ات را از پلیس گرفتی ؟ می گوید:« آنقدر ازبرخورد آنها شگفت زده شده بودم که حتی از رفتن به دنبال گوشی ام هم وحشت داشتم. مدام از خود می پرسیدم اگر پلیس حافظ امنیت است چرا احساس بی امنی به ما داده است. بنابراین از خیر گوشی ام هم گذشتم. می دانستم چیزی را که به زور از کسی بگیرند به راحتی پس نمی دهند. بر خلاف من امیر کلهربنا به اظهارات خودش به دنبال گوشی اش رفته بود . اما نه تنها گوشی اش را به او نداده بودند بلکه برخورد خشنی هم با او شده بود و بعد از چندین بار مراجعه گوشی اش را به او پس دادند.»

او در ادامه می افزاید: «وقتی من برای دریافت گوشی ام نرفتم با پدرم تماس گرفته و به او گفته بودند دخترت را بازداشت کرده ایم و از او خواسته بودند به پلیس امنیت فاتب برود. پدرم که از این خبر شوکه شده بود برادرم را برای پیگیری فرستاده بود. وقتی برادرم به پلیس امنیت رفته و سراغ مرا گرفته بود. آقای نجفی برادرم را نصیحت کرده و گفته بودند که درباره من تحقیقات محلی انجام داده اند، و چرا آنها از فعالیت من که عضو خانواده متدینی هستم خبر ندارند و برادرم هم که کاملا در جریان فعالیت های من است گفته بود که فعالیت خواهر من غیر قانونی نیست و او برای حقوق زنان تلاش می کند و همیشه به دیگران کمک می کند تا مشکلاتشان حل شود. وی سپس از برادرم خواسته بود که حتما مرا به پلیس امنیت ببرد. من به برادر و پدر و مادرم گفتم تا احضاریه برایم نیاید نمی روم چرا وقتی کار غیر قانونی انجام ندادم باید به اداره پلیس بروم؟ چرا این برادران مسلمان که داعیه اسلام را دارنددروغ می گویند، اگر بلایی سر پدر من می آمد من هرگز از آنها نمی گذشتم. واقعا برای من که اعتقادات مذهبی دارم دیدن این رفتارها از کسانی که خود را مسلمان می دانند تأسف برانگیز است.

تلاش مصرانه مریم مالک برای وادار کردن پلیس امنیت به انجام کار قانونی سرانجام آنان را برآن داشت که به احضار او صورت قانونی بخشند.

+ نوشته شده در  Sat 25 Apr 2009ساعت 22:10  توسط فاطمه بهادری  | 

خبر کوتاه بود و دردناک : مادر محبوبه کرمی پس از آزادی وی درگذشت

تغییر برای برابری - یک روز پس از آزادی محبوبه کرمی، 19 فروردین، صدیقه مصائبی مادر محبوبه در بیمارستان درگذشت.

پس از تودیع کفالت 50 میلیون تومانی برای محبوبه کرمی، عصر روز گذشته وی آزاد شد و بلافاصله پس از آزادی برای دیدن مادرش مستقیم به بیمارستان ایران مهر رفت . مادر محبوبه که از بیماری سرطان در رنج بود ، پس از بازداشت محبوبه و 11 فعال جنبش زنان در بیمارستان بستری شد و با آن که برادر محبوبه از وخامت وضعیت مادرش به دادیار پرونده گفته بود و تقاضای آزادی او را کرده بود با قبول کفالت او مخالفت شد و محبوبه به همراه خدبجه مقدم در زندان ماند .

در این ایام، دوستان محبوبه در کمپین و همچنان مادران کمپین و صلح به نوبت درکنار محبوبه بودند. صبح امروز این مادر مقاوم و رنج دیده پس از آخرین دیدار با دخترش درگذشت. تاب و تحمل برای محبوبه گرامی و برادرش آرزومندیم.

مراسم خاکسپاری مادر محبوبه صبح پنجشنبه 20 فروردین برکزارمی شود. مراسم ختم او نیز روز جمعه 21 فروزدین از ساعت 4 تا 6 بعد ازظهر در منزل آن مرحوم برگزار می شود.

نشانی : انتهای خیابان کمیل، نرسیده به خیابان هرمزان ، پلاک 1107

شهلا فروزانفر از مادران صلح شعری را برای مادر محبوبه سروده است که می خوانید:

تقدیم به مادر محبوبه

مادری جان داد

دردی به جانش بود

از دوری فرزند؛ درد به زخمی جانسوز بدل شد

در تب عشق جانش می سوخت

رحم و مروت کجا پنهان بودند؟

علم پزشکی از این درد به زانو درآمد

آه از دل این مادران

گویی شرر عشق فرزند در دلهاشان جادودانه است

مادرم منزل نو مبارک !

فرزندم گریه نکن

زین پس تمام مادران این دیار مادرت خواهند بود.

+ نوشته شده در  Sun 12 Apr 2009ساعت 21:7  توسط فاطمه بهادری  | 

احضار پنج عضو کمپین یک میلیون امضا به دادگاه

تغییر برای برابری: پنج عضو کمپین یک میلیون امضا به دادگاه احضار شده اند. نفیسه آزاد، پرستو اللهیاری، ناهید کشاورز، سارا ایمانیان و محبوبه حسین زاده بنا بر احضاریه های کتبی که دریافت کرده اند در فروردین ماه جاری باید به دادگاه انقلاب مراجعه کنند.

در احضاریه ای که روز 28 اسفندماه برای نفیسه آزاد ارسال شده است، ذکر شده که وی باید 25 فروردین ماه به مجتمع قضایی عدالت تجریش مراجعه کند. در این احضاریه علت حضور" گزارش نیروی انتظامی" عنوان شده است.

همچنین در تماسی که با منزل نفیسه آزاد گرفته شده است، از او خواسته شده تا در اولین روز اداری بعد از تعطیلات نوروز به دادیاری دوم امنیت دادگاه انقلاب مراجعه کند. علت این احضار رسیدگی به پرونده ی بازداشت نفیسه آزاد در تاریخ 10 بهمن گذشته عنوان شده است.

نفیسه آزاد روز دهم بهمن ماه گذشته به همراه بیگرد ابراهیمی و یکی از داوطلبان کمپین در کوهستان توچال تهران در هنگام جمع آوری امضا بازداشت شده و پس از گذراندن 6 روز بازداشت با قرار کفالت 50 میلیون تومانی آزاد شد. اتهام این عضو کمپین اقدام علیه امنیت ملی اعلام شده است.

پرستو الهیاری دیگر عضو کمپین یک میلیون امضا نیز بار دیگر به دادگاه احضار شده است. بنا به احضاریه کتبی که از طرف دادیاری شعبه یکم امنیت دادسرای انقلاب برای این عضو کمپین ارسال شده، او باید 24 فروردین ماه به دادگاه انقلاب مراجعه کند. این عضو کمپین یک میلیون امضا اولین احضاریه ی کتبی خود را در تاریخ 27 مهرماه سال گذشته و همزمان با تفتیش منزل خود دریافت کرد که زمان آن حضور به محض رویت ذکر شده بود.

در این روز ماموران امنیتی با تفتیش منزل این عضو کمپین برخی از لوازم وی از جمله کامپیوتر لپ تاپ و آلبوم های شخصی، دستنوشته های او و چندین جلد کتاب که مجوز فمینیستی که با مجوز وزارت ارشاد انتشار یافته اند را ضبط کرده و برخی از این وسایل را هنوز به او مسترد نکرده اند.

ناهید کشاورز، سارا ایمانیان و محبوبه حسین زاده نیز با دریافت احضاریه های کتبی به شعبه 28 دادگاه انقلاب فراخوانده شده اند. این سه عضو کمپین نیز باید در تاریخ 26 فروردین ماه جاری به دادگاه انقلاب مراجعه کنند

+ نوشته شده در  Fri 3 Apr 2009ساعت 20:46  توسط فاطمه بهادری  | 

بازداشت 10 تن از فعالان حقوق زنان در تهران

سایت تغییر برای برابری: ظهر امروز ششم فروردین، بیش از 10 نفر از اعضای کمپین یک میلیون امضا در خیابان سهروردی تهران بازداشت شدند.

امروز پنج شنبه، قرار بود جمعی از اعضای کمپین و چند نفر از مادران صلح برای عرض تبریک سال نو به دیدن خانواده برخی از زندانیان و همچنین خانواده دکتر زهرا بنی یعقوب به منزل آنان بروند. به این منظوردقایقی بعد از ساعت 2 و نیم بعد از ظهرهنگامی که همگی سر قرار، ابتدای خیابان سهرودی جنب پل سید خندان، حاضر شدند و قصد حرکت داشتند توسط ماموران نیروی انتظامی بازداشت و به کلانتری نیلوفر منتقل شدند.

هم اکنون خانواده های تعدادی از بازداشت شدگان در مقابل کلانتری نیلوفر برای پیگیری وضعیت آنان حاضر هستند اما هیچ گونه پاسخ مشخصی نگرفته اند.

به گفته خانواده ها، خدیجه مقدم، فرخنده احتسابیان، دلارام علی، لیلا نظری محبوبه کرمی و از مردان کمپین علی عبدی، امیر رشیدی، محمد شوراب، آرش نصیری اقبالی و چند نفر دیگر ازجمله بازداشت شدگان هستند.

یکی از حاضران در این خصوص به تغییر برای برابری گفت "با تعدادی از دوستان قرار گذاشته بودیم برای بازدید و تبریک سال نو به دیدار خانواده های زندانیان برویم. به محل قرار که رسیدیم ون نیروی انتظامی با تعدادی از افراد لباس شخصی در حال عکس و فیلم گرفتن از ما و پلاک ماشین هایمان بودند. اتومبیل ما زودتر راه افتاد. در مسیر بودیم که دوستان مان خبر دادند که آنها را بازداشت کرده می خواهند به کلانتری نیلوفر منتقل کنند.

+ نوشته شده در  Thu 26 Mar 2009ساعت 16:38  توسط فاطمه بهادری  | 

   کمپین یک میلیون امضا برنده
«جایزه سراسری حقوق زنان» بنیاد فمینیست مجوریتی

 بنیاد فمینیست مجوریتی (Feminist Majority Foundation) هر ساله جایزه سراسری حقوق زنان را به تعدادی از فعالان برجسته این حوزه اهدا می کند. کمپین یک میلیون امضا یکی از برندگان این جایزه بین المللی در سال ۲۰۰۹است. این جایزه به خاطر فعالیت های مبتکرانه کمپین یک میلیون امضا در درخواست به پایان دادن به قوانین تبعیض آمیز نسبت به زنان در ایران به این کمپین تعلق گرفته است.

 از برندگان این جایزه در سالهای گذشته می توان به افراد برجسته ای چون شیرین عبادی از ایران، دکتر سیما سمر از افغانستان، ینار محمد از عراق، و ریگوبرتا منچو تام از گواتمالا اشاره کرد.  سال گذشته این جایزه معتبر به آقای دکتر سالمن اوررو از کنیا، خانم ماریا لوییزا سانچز فونتس از مکزیک و خانم دکتر نفیس صدیق از پاکستان تعلق گرفت که گزارش آن را در اینجا می توانید بخوانید. این جایزه که تنها جنبه معنوی دارد و شامل وجه نقدی نمی باشد، به یادبود فعالیت های حقوق بشری و صلح طلبانه النور روزولت، به نام وی نامگذاری شده است.

 بنیاد فمینیست مجوریتی یک ان جی او (سازمان غیر دولتی) زنان است که در سال ۱۹۸۷ توسط خانم النور اسمیل، فعال با سابقه حقوق زنان در آمریکا، بنیانگذاری شده و در حال حاضر بزرگ ترین ان جی او تحقیقی-عملی فمینیستی در زمینه برابری جنسیتی، سلامت و حقوق زاد و ولد و خشونت زدائی در این کشور به شمار می آید. از فعالیت های این ان جی او می توان به تلاش های مستمر در زمینه انتخاب زنان به نمایندگی در کنگره و سمت های دولتی و تلاش برای تصویب قوانینی که از حقوق زنان حمایت می کنند اشاره کرد. از جمله قوانینی که تلاش های این ان جی او برای تصویب آنها مثمر ثمر بوده است می توان به این موارد اشاره کرد: قانون پیشگیری از خشونت بر ضد زنان، قانون مرخصی بیماری و خانواده و قانون ممنوعیت خرید اسلحه برای کسانی که مرتکب خشونت خانگی شده اند.  این ان جی او همچنین فعالانه برای به تصویب رساندن سیدا ( - CEDAWکنوانسیون رفع تبعیض بر علیه زنان) در آمریکا و همچنین برای عضویت آمریکا در دادگاه جنایی بین المللی تلاش می کند.

 بنیاد فمینیست مجوریتی یکی از پنج گروه اصلی برگزار کننده تظاهرات  بزرگ و تاریخی ۲۵ آوریل ۲۰۰۷ (به نام «راهپیمایی برای جان زنان») بود. در این روز بیش از یک میلیون زن و مرد به حمایت از حقوق زنان و حق انتخاب در زمینه تولید مثل در شهر واشنگتن دی سی، پایتخت آمریکا، راهپیمایی کردند و از برخی سیاست های ضد زن دولت جرج بوش انتقاد نمودند.

 علاوه بر فعالیت های دائمی در زمینه های مختلف حقوق زنان در آمریکا این ان جی او هم اکنون ناشر "مجله  مز" (Ms. Magazine) نیز می باشد. این مجله که نخستین بار در سال ۱۹۷۲ توسط چند نفر از جمله فعال معروف گلوریا استاینم منتشر شد، یکی از قدیمی ترین مجلات فمینیستی در آمریکا می باشد. در این مجله مقالاتی درباره حقوق زنان در آمریکا و همچنین درباره حقوق زنان در گوشه و کنار دنیا منتشر می گردند. این مجله تا کنون درباره حرکت زنان در کشورهای مختلف دنیا از جمله ایران مقاله هایی چاپ کرده است.

 فعالان بنیاد فمینیست مجوریتی در گذشته نیز به حمایت از فعالان حقوق زنان در ایران برخاسته اند. برای مثال پس از دستگیری سی و سه تن از فعالین حقوق برابر در مقابل دادگاه انقلاب در تهران، این گروه به برپایی یک راهپیمایی مجازی (اینترنتی) در حمایت از این فعالان دست زد و طی آن افراد زیادی نام خود را برای همراهی با فعالان حقوق زن ایران در این راهپیمایی اینترنتی ثبت کردند.

+ نوشته شده در  Tue 24 Mar 2009ساعت 21:43  توسط فاطمه بهادری  |