تبليغاتX
Kampagne „Eine Million Unterschriften“

Kampagne „Eine Million Unterschriften“

تغيير براي برابري: وكلاي عاليه اقدام دوست كه به دليل شركت در تجمع 22خرداد سال 85 به سه سال زندان محكوم شده و اين حكم با دستگيري وي در فومن در روز 12بهمن ماه و انتقال وي به زندان اوين به مرحله اجرا گذاشته است، با حضور در دادگاه انقلاب و اخذ حكم وي تلاش دارند تا با اعاده ماده 18 براي توقف اجراي حكم وي اقدام كنند. ‏ نسيم غنوي وکيل عاليه اقدام دوست در اين باره به تغيير براي برابري گفت:«عاليه اقدام دوست در تجمع 22خردادماه سال 85دستگير شده بود. اتهام وي در دادگاه اقدام عليه امنيت ملي از ‏طريق شركت در تجمع غيرقانوني طبق ماده 610قانون كيفري و اخلال در نظم عمومي طبق ماده 618قانون كيفري بود. وي در شعبه 15 دادگاه انقلاب به سه سال و چهارماه حبس و 20 ‏ضربه شلاق محکوم شد.»

وي افزود:« موكل من پيش از اين سابقه فعاليت و عضويت در يك گروه سياسي و تحمل چندين سال زندان را داشته است كه هرچند اين مورد هيچ ربطي به دستگيري وي به دليل شركت در تجمع 22خرداد نداشت اما اين مورد در حكم داده شده مورد استناد قرار گرفته بود.» نسرین ستوده وکیل دیگر پرونده می گوید : « موکل ما در دادگاه مورد تفیش عقاید قرار گرفته و این مورد اعتراض است»

با اعتراض عالیه اقدام دوست به دادگاه تجدید نظر شعبه 36 دادگاه حکم او را به سه سال حبس تغییر داده است.غنوي می گویدد:«در دادگاه تجديدنظر با استناد به اين كه يك عمل واحد نمي تواند دو عنوان مجرمانه داشته باشد، موكلم از اتهام اخلال در نظم عمومي تبرئه شد اما به اتهام اقدام عليه امنيت ملي از طريق شركت در تجمع غيرقانوني، حكم 3سال زندان وي تائيد شد.»

وي افزود:« روز گذشته به همراه نسرين ستوده، ديگر وكيل خانم اقدام دوست، به دادگاه انقلاب مراجعه كرديم تا با گرفتن حكم و تقاضاي اعمال ماده 18از رئيس قوه قضائيه، براي تغيير حكم موكلم تلاش كنيم هرچند در اين مدت اجراي حكم متوقف نمي شود و موكل ما بايد همچنان در زندان بماند.»

+ نوشته شده در  Mon 2 Feb 2009ساعت 23:2  توسط فاطمه بهادری  | 

سه عضو کمپین یک میلیون امضا بازداشت شدند

 

 

تغییر برای برابری: سه عضو کمپین یک میلیون امضا صبح امروز، جمعه در منطقه کوهستانی توچال تهران بازداشت شدند.

نفیسه آزاد، بیگرد ابراهیمی و یکی دیگر ازهمراهان آنان هنگام جمع آوری امضا و گفتگو با مردم توسط پلیس کوهستان بازداشت شده و ساعاتی را در پاسگاه مستقر در کوهپایه گذراندند.

اعضای کمپین یک میلیون امضا پس از چند ساعت بازداشت در پایگاه یکم پلیس امنیت دربند ، عصر امروز به بازداشتگاه وزرا منتقل شدند

+ نوشته شده در  Fri 30 Jan 2009ساعت 18:18  توسط فاطمه بهادری  | 

دادگاه تجدیدنظر فعالان حقوق زنان

ایران ب ب ب

شعبه ۳۴ دادگاه تجدید نظر استان تهران، روز سه‌شنبه ۸ بهمن، به پرونده ۴ عضو کمپین یک میلیون امضاء رسیدگی کرد. شعبه ۱۳ دادگاه انقلاب، قبلا این ۴ نفر را به دلیل نشر مطلب در دو سایت، به شش ماه حبس تعزیری محکوم کرده بود.


اتهام خانم‌ها پروین اردلان، جلوه جواهری، ناهید کشاورز و مریم حسین‌خواه نوشتن مطالبی در باره حقوق زنان در دو سایت "زنستان" و "تغییر برای برابری" است. دادگاه تجدید نظر، در پی اعتراض آنان به حکم اولیه تشکیل شد. وکلای مدافع این پرونده، خانم‌ها شیرین عبادی، نسرین ستوده و لیلا علی‌کرمی هستند. دادگاه، روز سه‌شنبه، با دفاع نسرین ستوده و به شکل علنی برگزار شد و برخی دوستان و اقوام متهما‌ن نیز در محکمه حضور داشتند. از میان متهمان، تنها مریم حسین‌خواه به دلیل سفر، در دادگاه حاضر نبود. نسرین ستوده در گفتگو با "دویچه‌وله" یادآور شد که طبق قانون اساسی، باید همه محاکمات علنی برگزار شوند. وی افزود که دادگاه‌های غیرعلنی پیشین، از نظر اصول محاکمات و آیین دادرسی کیفری، غیرقانونی بوده‌اند.

اتهام این افراد، اقدام علیه امنیت کشور از طریق فعالیت تبلیغی در دو سایت "زنستان" و "تغییر برای برابری" عنوان شده بود. نسرین ستوده به دویچه‌وله گفت که قاضی دادگاه، از مجوز تاسیس و انتشار این دو سایت پرسیده است. بنا به توضیح نسرین ستوده، هیچ ممنوعیت و قانون خاصی در مورد کار سایت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های اینترنتی در ایران وجود ندارد و اگر هم قرار به گرفتن مجوز برای سایتی باشد، مرجع آن معلوم نیست.

خانم ستوده در دادگاه تجدیدنظر، به موافقت برخی فقها با مسايل حقوق زنان اشاره کرده است. تایید برابری دیه زن و مرد توسط آقای رفسنجانی و نظر آقای صانعی مبنی بر حرام بودن ازدواج مجدد مرد، بدون رضایت زن اول، نمونه‌هایی بوده‌اند که خانم ستوده در دادگاه مطرح کرده است. افزون بر این، خانم ستوده توجه قاضی را به آخرین تغییر در مورد قانون ارث زنان جلب کرده که طبق فتوای اقای خامنه‌ای صورت گرفته است.

نسرین ستوده به دویچه‌وله گفت انتظار دارد این توضیحات مورد بررسی قاضی دادگاه قرار گیرد و نوشته‌های اعضای کمپین در مورد مسائل حقوقی زنان، جرم تلقی نشود. ستوده در مورد برائت هرچه سریع‌تر موکلان خود، ابراز امیدواری کرد.



مهیندخت مصباح


رادیو آلمان

+ نوشته شده در  Thu 29 Jan 2009ساعت 12:51  توسط فاطمه بهادری  | 

سمینار سراسری تشکلهای مستقل زنان و زنان دگرو

 هم جنس گرای ایرانی در آلمان" و حضور مردان

http://www.attac.de/uploads/pics/feminismus-gross.gif

امسال نیز پس از برگزاری "سمینار سراسری تشکلهای مستقل زنان و زنان دگر و هم جنس گرای ایرانی در آلمان" سؤالی در مورد علت ممنوع بودن حضور مردان در این سمینار مطرح شد که به یقین طرح این سؤال برای دوستانی که سالهاست این سمینار را برگزار و یا در آن شرکت می کنند، پرسشی تکراری و ملال آور به شمار می آید. اما برای من که امسال دومین باربود که امکان حضور در این سمینار را یافتم و تعداد دیگری از دوستان شرکت کننده، این مسئله مهم و قابل توجه است.

شادی امین در بخشی از نوشته خود: www.shabakeh.de/pdf/shadi.pdf به این سؤال اشاره و نکاتی را مطرح کرده که تداعی گر دو مسئله در تاریخ جنبش زنان در امریکا و اروپای دهۀ 70 میلادی است. اول، تشکیل گروههای صرفا زنانه و دوم، نگرش لزبین ها در جنبش فمینیستی.

تشکیل گروههای زنانه

گروهها، سازمانها و شبکه ها همواره کنشگران اصلی جنبش های اجتماعی از جمله جنبش زنان بوده اند. برای اولین بار در امریکای اواخر دهۀ 60 بود که "گروههای ارتقا دهندۀ آگاهی"۱ توسط فعالین فمینیست در جریان جنبش حقوق مدنی سیاهپوستان بنا نهاده شد. پس از آن در اروپا و از جمله آلمان گروههای مشابهی شکل گرفت.

در این میان می توان به "گروههای گفتگوـ رهایی"۳ در آلمان اشاره کرد که درپیشرفت جنبش زنان در دهه 70 میلادی تاثیر بسزایی داشته اند. اساس تشکیل این گروهها پاسخ به این سؤال بود که چگونه میتوان زنان را که در هنجارهای زنانه مسلط بعنوان عناصر غیر سیاسی تعریف شده و حتی در رسانه ها بعنوان گروههای حراف و یا گروههای خودشیفته غیر سیاسی مورد حمله قرار می گرفتند ، به یک کنشگر سیاسی تبدیل کرد که قدرت کنشی برابر و آگاهانه داشته باشند.

تشکیل گروههای گفتگوـ رهایی راه حل مناسبی بود، چراکه در این گروهها زنان این امکان را می یافتند، بعنوان متخصصین وضعیت زندگی شخصی خود بطور مشترک فعال باشند و تجربیات و آموزشهای اولیه در سیاست را کسب کنند. درواقع هدف این گروهها کسب خودآگاهی فردی و دانش جمعی سیاسی مبتنی بر دموکراسی بود. زنان با شرکت در این گروهها، برای فعالیت در جنبش زنان و حتی در احزاب و دسته های سیاسی آماده می شدند.

آنان در برخورد با تبعیض های جنسی در ساختار سیاسی و اقتصادی جامعه، نوعی ایدئولوژی خودکم بینی را در خود درونی کرده بودند که براساس آن مشکلاتشان را تنها مشکل شخصی و ناشی از بی کفایتی خود میدانستند و توجهی به عوامل اجتماعی مسبب آن نداشتند. این نوع ارزیابی از خود، قدرت هرگونه کنش را از آنها سلب کرده بود؛ نمی توانستند با دیگر زنان همراه شوند و احساس تشویش و اضطراب ناشی از این وضعیت موجب از خودبیگانگی آنان و در نتیجه عدم فعالیتشان می شد.

بر این اساس هر جنبشی که بدنبال تغییر این نوع روابط اجتماعی بود، دردرجۀ اول به ایجاد خودآگاهی در زنان می اندیشید. آنان باید مستعد همبستگی با یکدیگر می شدند. بدین خاطر در این گروهها سعی می شد زنان بطور منظم و بدون وجود مدیر مشخصی با یکدیگر دیدار داشته باشند تا به تبادل تجربیات شخصی خود در موقعیتهای مختلف اجتماعی بپردازند. در اینجا تجربیات تک تک زنان شرکت کننده در مورد موضوع جلسه که از قبل تعیین شده بود، اهمیت داشت، تا در نهایت اشتراک بسیاری از تجربیات فردی آشکار شود. اشتراکاتی که ربطی به عدم کفایت شخصی زنان نداشته، بلکه به نظم مبتنی بر تسلط فرهنگ مردسالار جامعه بازمی گشت.

از دیگر ویژگی های این گروهها این بود که در نشستهای آنان، هیچ متخصصی و در نتیجه هیچ اقتداری وجود نداشت؛ اقتداری که سعی داشته باشد با تعبیر و تفسیرهای خود زنان را تحت قیمومیت خود در آورد، همانطورکه آنان اغلب در زندگی شان تجربه کرده بودند. بلکه بعکس، در فلسقۀ تشکیل چنین گروههایی اصل براین بود که هر زن در حوزۀ تجربیات شخصی خود متخصص به شمار می آید و وظیفۀ دیگران بر این اساس نقد و قضاوت این تجربیات نیست، بلکه خوب گوش دادن، پذیرفتن و گفتگو دربارۀ آنها است. با این نوع نگرش، گروه گفتگو فضایی ایجاد می کرد برای تمرین نوع دیگری ازکنش که نه وابسته باشد و نه بدنبال تسلط.

نکتۀ مهم در این گروهها این بود که کلیه اعضای آنان را باید زنان تشکیل می دادند، چرا که حضور همسر یا دوست در این نشستها مانعی بود برای صراحت و صداقت زنان و باعث می شد آنان نتوانند ازمحدودۀ نقش خود بعنوان همسر یا دوست خارج شوند. البته این امر موقتی بود و بعد از سپری شدن چند ماه، که طی آن زنان بدور از فضای نابرابر جامعه آمادگی لازم را می یافتند، نشستهای خود را بطور مشترک با مردان ادامه می دادند.

با این اشارۀ تاریخی، می توان دریافت که تشکیل گروهها و نشستهای صرفا زنانه مربوط به دهۀ 70 میلادی و شرایطی بوده که در آن زنان از نظر آگاهی های اجتماعی ـ سیاسی در سطح پایینی قرار داشتند و فاقد خودآگاهی لازم برای کنش جمعی بودند.

شاید با در نظر گرفتن وضعیت فعلی زنان در داخل ایران بتوان در سطحی تشکیل این نوع نشستها را در میان بخشی از آنان مفید و با ارزش دانست؛ مثلا درحوزۀ آسیب شناسی و درمانی برای زنانی که دچارخشونت خانگی هستند.

اما با توجه به آگاهی اجتماعی ـ سیاسی بالای بسیاری از فعالان جنبش زنان ایرانی و پشتوانۀ تاریخی با ارزش این جنبش در ایران، برگزاری نشستهایی صرفا زنانه درمیان آنان، که در آن زنان بدون حضور چشمان کنترل کننده مردان مسائلشان را مطرح کنند، جایی برای طرح نمی یابد.

لزبین ها در جنبش زنان

اهمیت و نقش ویژه ای که جنبش لزبین در پیشبرد جنبش زنان طی دو دهۀ 70 و 80 میلادی داشت کاملا روشن است. از سوی دیگر این جنبش نیز از طریق جنبش زنان وارد مرحلۀ نوینی از فعالیتهای اجتماعی ـ سیاسی خود شد.

بطور کلی لزبین ها در جنبش زنان به دو دسته تقسیم می شدند:

دسته اول: لزبین هایی که با جنبش زنان این امکان را می یافتند که برای وضعیت خود و علیه فشار و ستم در جامعۀ مردسالار نه تنها بعنوان یک زن بلکه بعنوان یک لزبین به مبارزه بپردازند، هم جنس گرایی خود را بیان کنند و آزادانه زندگی کنند، مخفی گاههایشان را ترک و اعتماد به نفس و هویت پیدا کنند.

دسته دوم: زنانی بودند که از طریق جنبش زنان و بخاطر همکاری خیلی نزدیک با هم جنسان خود در مراکز و یا گروههای زنان، رابطۀ با هم جنس را بعنوان جانشینی برای رابطه با مردان و بعنوان یک تصمیم سیاسی انتخاب می کردند.

برای این دسته حضور همزمان در جنبش زنان و در کنار یک مرد جمع ناشدنی وغیر قابل قبول بود. اینکه خود را جزئی از جنبش زنان بدانند و برای اهداف آن ( برای مثال شناخت خود بعنوان یک زن و غلبه بر جامعه مردسالار ) مبارزه کنند ، اما زندگی خصوصی خود را با مردها تقسیم کنند، عامل تضعیف جنبش می دانستند. از سوی دیگر دگرجنس گرایی را نه فقط بخاطر ارتباط با نیروی ستمگر مرد مذموم می شمردند، بلکه آن را عاملی برای هدر دادن انرژی زنان و منحرف کردن آن از تلاش برای رهایی زنان و وسیله ای برای تثبیت پایه های مردسالارانه جامعه می دانستند.[۵]

آنچه از نوشتۀ شادی امین بر می آید، شاید سعی در بازگویی دیدگاه دستۀ دوم لزبین ها در دهۀ 70 باشد. اما سؤال اینجاست که آیا این تفکر میتواند برای جنبش زنان امروز دستاوردی داشته باشد؟

تفکری که مردان را سرکوبگرانی بیش نمی داند که کاری جز هدر دادن انرژی زنان ندارند و حذف آنان را شرط پیشرفت خود می شمارد، نمی تواند نقطۀ اشتراکی با جنبش زنان که بدنبال برطرف کردن قوانین و هنجارهای نوشته و نانوشته ایست که نشانی از تبعیض جنسی دارند، داشته باشد.

برای جنبش زنان نابرابری جنسیتی مسئله ای اجتماعی است، نه یک نبرد سادۀ جنسیتی. داشتن نگاه جنسیتی برای برخورد با چنین مسئلۀ اجتماعی، سطحی کردن و ساده انگاشتن قضیه است. این نوع نگاه، کنش های جریان آزادی خواه و برابری طلب زنان را که مبتنی بر بینشی فلسفی، اخلاقی و تحلیلی جامعه شناختی در کنار برداشتی روان شناختی است، به یک جدل سطحی فرو می کاهد.

نکتۀ مهم، توجه به مفهوم " سلطه" در معنای فلسفی وهمچنین روانشناختی و جامعه شناختی آن است. سلطه بر اساس یک پارادایم مردانه شکل می گیرد که عناصر آن "حذف" ، "تحقیر" و "تبعیض " است. بی شک جنبش برابری طلب زنان آگاه است که مسئلۀ این جنبش مرد یا زن به لحاظ جنسیتی نیست، بلکه این پارادایم مردانه است که با کمربند بسیار محکمی از برداشتهای فلسفی، اخلاقی و بخصوص زیبایی شناختی در کنار روش شناسی تفسیری پیچیده در بستر عینی تاریخی و اجتماعی، یک نوع پارادایم شناختی را شکل داده که نتیجۀ آن تبعیض، نابرابری و انقیاد جنسیتی بوده است. جای بحث نیست که هم زن و هم مرد در تأیید این پارادایم سهیم بوده و حتی در تثبیت آن کوشیده اند.

این مسئله بسیار قابل توجه است که اگر جنبش های خواهان تغییر متوجه جریان پارادایمی آنچه علیه آن مبارزه می کنند نباشند، ممکن است خود در تأیید آن بکوشند. به یاد داریم نمونه های بسیاری از جنبشهای آزادی خواهانه را که با وجود مبارزه علیه شرایط استبدادی، خود به سیستم های مستبد تری تبدیل شده اند. این طبیعت جنبش ها و حرکت های اجتماعی سطحی است که تأیید گر جریانی شوند که علیه آن شکل گرفته اند.

با این نگاه می توان احساس کرد که نوشتۀ شادی امین تا چه حد انعکاس صدای تاریخی مردانه و در تأیید آن است و تا چه اندازه موضع گیری وی بر مبنای تبعیض و نابرابری قرار دارد.

وظیفۀ جنبش اجتماعی زنان تغییر این پارادایم است، نه تکرار و چرخش دوبارۀ این پارادایم مردانه، منتهی اینبار به نفع جنس تحت ستم. اگر این جنبش نقدی رادیکال بر گذشته دارد، باید مردان را وادار به گفتگو کند؛ آنچه که مردان و نیز زنان به لحاظ تاریخی همواره از آن حذر داشته اند.

اصل بنیادین جنبش کنونی زنان اعلامیه جهانی حقوق بشراست که بر مبنای آن تمام افراد بشر آزاد به دنیا می آیند و از لحاظ حیثیت و حقوق با هم برابرند . همه دارای عقل و وجدان می باشند و هیچ گونه تمایزی از حیث نژاد ، رنگ ، جنس ، زبان ، مذهب ، عقیده سیاسی یا هر عقیده دیگر و همچنین ملیت ، وضع اجتماعی ، ثروت ، ولادت یا هر موقعیت دیگر، در بهره مندی از حقوق و آزادی ندارند.

برای ایجاد جامعه ای برابر هرکسی در خود تعهدی احساس میکند چه زن چه مرد باید قدم پیش گذارد و جنبش زنان خوشامدگوی هر انسان برابری خواه است.

[۱]Consciousness raising groups

[۲] Lenz, Ilse u.a. (Hrsg.) (2008): Die Neue Frauenbewegung in Deutschland. Wiesbaden: VS Verlag für Sozialwissenschaften, S.499.

[۳] Emanzipations-Gesprächsgruppen

۴] Schmidt, Hans Dieter u.a. (Hrsg.) (1973): Frauenfeindlichkeit. Sozialpsychologische Aspekte der Misogynie. München: Juventa Verlag, S. 143-159.

۵] Frauenzentrum München (Hrsg.) (1978): Extrajournal Frauenoffensive. Frauenbeziehung – Frauenliebe. Eine Informationsveranstaltung des Frauenzentrum München vom 15.04.1978. München: Verlag Frauenoffensive, S.9-10


مرضیه بخشی زاده
+ نوشته شده در  Wed 28 Jan 2009ساعت 19:11  توسط فاطمه بهادری  | 

دادگاه مهرچهره مشرفی از اعضای کمیته مادران کمپین یک میلیون امضا و همسرش 12 بهمن برگزار خواهد شد
8 بهمن 1387

تغییر برای برابری: تاریخ رسیدگی به پرونده مهرچهره مشرفی، عضو کمیته مادران کمپین یک میلیون امضا و همسرش عباس جوادی دوست اعلام شد.

نسرین ستوده وکیل این افراد به تغییر برای برابری گفت: "جلسه دادگاه رسیدگی به پرونده خانم مهرچره مشرفی و آقای عباس جوادی دوست روز دوازده بهمن در شعبه 28 دادگاه انقلاب تعیین شده است. تا امروز به ما وکلا اجازه ملاقات با موکلین مان داده نشده است که امیدوارم در روز دادگاه موفق به ملاقات با آنها شده و از این دونفر دفاع به عمل آوریم. اتهام این دو اقدام امنیت کشور از طریق اجتماع و تبانی است."

ستوده افزود: "خانم مهرچهره مشرفی در آذر ماه سال جاری به اتفاق خانواده شان در بهشت زهرا حضور پیداکرده بودند و درست زمانی که روی مزار برادرشوهر خود خانوادگی نشسته بودند به صورت خانوادگی بازداشت شدند و به مدت یک ماه تمام در زندان اوین به سر بردند. گوشزد می کنم که پسر این ها در زمان بازداشت 16 سال بیشتر نداشت. امیدوارم دادگاه با بی طرفی پرونده ی ایشان را مورد رسیدگی قرار داده و بتوانیم حکم برائت برای این دو نفر را بگیریم."

+ نوشته شده در  Wed 28 Jan 2009ساعت 8:28  توسط فاطمه بهادری  | 

Internationaler Frauentag

روز جهانی زن در مونستر

از کليه علاقه مندان دعوت می شود در بر پا يی هر چه با شکوهتر جشن روز جهانی زن شرکت نمايند.

قسمت اوّل :

آواز: خانم سيما نوازندگان: آقايان اسکندر و سعيد ثمر

سخنران: آقای علی طايفی

چالشهای اساسی زنان امروز ايران

• جرايم زنان , قتل های ناموسی , ازدواج اجباری

• بررسی آماری از مسايل زنان

• پرداخت به مطا لبا ت اجتماعی زنان

لطفأ از آوردن کودکان در اين قسمت اکيدأ خودداری فرماييد.

قسمت دوّم:

شام , جشن و پايکوبی از ساعت 21:00

Wir laden Sie herzlich ein mit uns den internationalen Frauentag zu feiern.

Der Soziologe Herr Ali Tayefi aus Schweden hält ein Referat über:

Die Auseinandersetzung mit den politischen und gesellschaftlichen Problemen

der Frauen im heutigen Iran

Ehrenmord, Zwangsheirat

Statistiken über Hauptprobleme der Frauen im Iran

Die sozialen Forderungen der Frauen

Gesang: Solosängerin Sima in Begleitung von Herren Eskandar und Saeed Samar.

Persisches Essen und gemeinsames Feiern

Eintritt: 7,00 €

Beginn: 18:00 Uhr

Adresse: Begegnungszentrum, An der Meerwiese 25, 48156 Münster

Buslinie: 8 oder 9 Bushaltstelle: Meerwiese

Unabhängige iranische Frauengruppe in Münster

+ نوشته شده در  Tue 27 Jan 2009ساعت 20:43  توسط فاطمه بهادری  | 

دادگاه تجدید نظر فعالان جنبش زنان برگزار شد

سایت تغییر برای برابری: جلسه رسیدگی به پرونده چهار تن از اعضای کمپین یک میلیون امضا، امروز 8 بهمن، در شعبه 34 دادگاه تجدید نظر استان تهران برگزار شد.

پروین اردلان، جلوه جواهری و ناهید کشاورز به همراه نسرین ستوده یکی از وکلای پرونده امروز در شعبه 34 دادگاه تجدید نظر حاضر شده و در برابر سوالات قاضی دادگاه به دفاع از خود پرداختند. مریم حسین خواه متهم دیگر این پرونده به دلیل سفر از حضور در دادگاه باز ماند.

این فعالان جنبش زنان و اعضای کمپین یک میلیون امضا، به اتهام فعالیت در سایت های زنستان و تغییر برای برابری از سوی شعبه 13 دادگاه انقلاب، به شش ماه حبس تعزیری محکوم شده بودند که به دلیل اعتراض این افراد پرونده به دادگاه تجدید نظر برای رسیدگی مجدد ارجاع شد.

نسرین ستوده یکی از وکلای این پرونده در این خصوص به تغییر برای برابری گفت: "جلسه دادگاه امروز موکلانم، خانم ها، پروین اردلان، جلوه جواهری، ناهید کشاورز و مریم حسین خواه امروز در شعبه 34 دادگاه تجدید نظر برگزار شد. موکلانم به دلیل فعالیت در دو سایت زنستان و تغییر برای برابری پیشتر توسط شعبه 13 دادگاه انقلاب به شش ماه حبس تعزیری محکوم شده بودند که چون حکم از نظر ما کاملا غیر حقوقی بود اعتراض خود را تسلیم مقامات قضایی دادگاه کردیم. من به همراه خانم ها شیرین عبادی و لیلا علی کرمی وکالت این پرونده را بر عهده داریم. در زمان صدور حکم اولیه اعتراض دادیم و امروز جلسه رسیدگی به اتهامات وارده در شعبه 34 دادگاه تجدید نظر برگزار شد."

ستوده ادامه داد: "موارد اتهام این افراد اقدام علیه امنیت کشور از طریق فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی در دو سایت زنستان و تغییربرای برابری اعلام شده بود. بنده به همراه موکلانم توضیحات لازم را به دادگاه ارائه کردیم و همچنین اعلام کردیم این دو سایت که در زمینه مسائل اجتماعی و عمدتا حقوق زنان فعالیت می کردند هرگز در صدد براندازی و یا از مصادیق اقدام علیه امنیت کشور نبوده اند و از این بابت تقاضای صدور حکم برائت برای موکلانم را کرده ام. امیدوارم دادگاه به استدلال های قانونی من توجه کرده و حکم برائت موکلانم را صادر کند."

گفتنی است که این جلسه رسیدگی به صورت علنی برگزارشد و به اعضای کمپین که برای همراهی با دوستان خود به دادگاه رفته بودند اجازه حضور در جلسه رسیدگی داده شد.

+ نوشته شده در  Tue 27 Jan 2009ساعت 14:2  توسط فاطمه بهادری  |